محل تبلیغات شما

گاهی کاری می کردم که باعث ناراحتی او می شد؛

اما.

خیلی دوستش داشتم؛

و اشتیاقم هر روز به او بیشتر می شد؛

دلم می خواست فریاد بزنم؛

می خواستم باز هم بیشتر دوستش داشته باشم؛

می خواستم تمام گنجایش قلبم را برای دوستی او بگذارم؛

دلم پُر از محبت او بشود.

اللَّهُمَّ امْلَأْ قَلْبِي حُبّاً لَكَ، وَ خَشْيَةً مِنْكَ، وَ تَصْدِيقاً لَكَ، وَ إِيمَاناً بِكَ، وَ فَرَقاً مِنْكَ، وَ شَوْقاً إِلَيْكَ، يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ

کتابخانه 1

کتابخانه 2

تصویر 1

تصویر 2

روایتی دیگر

سی و شش: غُربت

سی و هفت: پُر از محبت

سی و هفت: شروع دوستی

وَ ,خواستم ,پُر ,لَكَ، ,دوستش ,مِنْكَ، ,لَكَ، وَ ,از محبت ,پُر از ,مِنْكَ، وَ ,خَشْيَةً مِنْكَ،

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

پيمان رسيدگي دانلود آهنگ جدید