خیلی به برنامه هایش اهمیت می داد؛
منظم و بود و با پشتکار؛
خیلی دوستش داشتم؛
مثل برادر بودیم؛
با اخلاق؛
با مرام؛
خدایی.
اما در سفر به سوی یار هشتم، راهی دیار یار شد.
خدایش بیامرزاد.
غریب شدم!

فَقدُ الأَحِبَّةِ غُربَةٌ
کتابخانه 1 کتابخانه 2
تصویر_1 تصویر_2 تصویر_3 تصویر_4


درباره این سایت